Skip to Content

نمایشگر دسته ای مطالب نمایشگر دسته ای مطالب

شناسه : 30217253
سید محمد شهیدی:


منظور از حکومت همان سلطه و منظور از حاکم صاحب سلطه‌ای است که می‌خواهد در جامعه نظم و انضباط به وجود بیاورد...
سید محمد شهیدی:

به گزارش بافق خبر؛ منظورمان از حکومت همان سلطه و منظورمان از حاکم صاحب سلطه‌ای است که می‌خواهد در جامعه نظم و انضباط به وجود بیاورد و به خاطر ولایتی که دارد درباره اموال و نفوس مردم تصمیم بگیرد و فرمان بدهد (منظور تصمیم‌های اقتصادی بگیرد مالیات‌ها و بیت‌المال طریقه زندگی آن‌ها و ده‌ها مورد دیگر تصمیم بگیرد نه اینکه اموال مردم را غارت کند و مردم را سر به نیست کند)

حکومت به خاطر ولایتی است که حاکم بر جان و مال انسان مورد ولایت، دارد و چون تمام انسان‌ها در پیشگاه خدا یکسان‌اند ازاین‌جهت هیچ‌کس بر هیچ‌کس چنین حقی و ولایت و سرپرستی ندارد مگر خدای بزرگ که همه‌چیز انسان از جان و مالش مخلوق او است؛ بنابراین باید گفت حکومت به معنی «داشتن ولایت و حق فرمان دادن» از آن خدا است و یکی از مراتب توحید به شمار می‌رود و حقیقت «توحید در حکومت» این است که تنها او را باید حاکم بر مال و جان بشر بدانیم و بس.

آیات قرآن به‌گونه‌ای این تحلیل عقلی را پذیرفته و در این زمینه می‌فرماید: ان الحکم الا لله امر ألا تعبدوا الا ایاه ذلک الدین القیم و لکن اکثر الناس لا یعلمون (یوسف آیه 40) حکومت برای کسی جز خدا نیست فرمان داده است که فقط او را بپرستیم این است آئین استوار ولی بیشتر مردم نمی‌دانند.

به معنای وسیع‌تری که حق حاکمیت ذاتی و تعیین حاکم را شامل شود مخصوص خداوند متعال است. خدایی که همه هستی و جهان و ازجمله انسان را آفریده و «مالک حقیقی» همه‌چیز است: «لله مافی السموات و ما فی الارض» همه آنچه در آسمان‌ها و زمین است از آن خداست.

خدا به خاطر داشتن چنین حقی می‌تواند امیر و رئیسی از جنس بشر برای او معین کند که از جانب او حکومت کند؛ بنابراین خداوند تبارک‌وتعالی حق حکومت را به پیامبرش تنفیذ نموده است و آنان را در این کار جانشین خود نموده است نمونه ایات: یا داود انا جعلناک خلیفة فی الارض فاحکم بین الناس بالحق و لا تتبع الهوی (ص آیه 26) داود ما ترا درروی زمین نماینده خود قراردادیم تا در میان مردم به‌حق داوری کنی و از هوی و هوس بپرهیزی؛ و قتل داود جالوت و آتاه الله الملک و الحکمة و علمه مما یشاء و لو لا دفع الله الناس بعضهم ببعض لفسدت الارض (بقره آیه 253) داود جالوت را کشت خدا به او فرمانروائی و حکومت داد و به او ازآنچه می‌خواست آموخت اگر خدا برخی از مردم را با برخی دیگر از بین نبرد روی زمین را فساد می‌گیرد؛

بنابراین حق حکومت اصالتاً مربوط به خدا است و حکومت دیگران باید به انتصاب و اجازه خصوصی وی باشد درواقع با تنفیذ او باشد: یا ایها الذین آمنوا اطیعوا الله و اطیعوا الرسول و اولی الامر منکم (نساء آیه 59) ای افراد باایمان از خدا و پیامبر او و صاحبان فرمان از خود پیروی کنید. حکومت پیامبر و اولو الامر از جانب خدا است از مراجعه به آیات قرآن روشن می‌گردد که اسلام حکومت پیامبر و ولایت اولوالأمر را به رسمیت شناخته است و ازاین‌جهت فرمان داده است که از آنان اطاعت و پیروی کنیم.

این آیه و نظایر آن (5) حاکی از آن است که خداوند پیامبر و اولو الامر را حاکم و والی رسمی اسلام شناخته است ازاین‌جهت اطاعت آن‌ها را واجب نموده است. پس خداوند تبارک‌وتعالی حق حکومت را به پیامبر و بعد از او طبق روایات به دوازده امام معصوم ع تنفیذ نموده است و هیچ شخصی نمی‌تواند بر مردم حکومت نماید الی صاحب‌الامر زمان.

الآن در عصر ولایت حضرت صاحب‌الامر حضرت مهدی عج حق حکومت تنفیذ شده از طرف خداوند به عهده اوست و فقط اوست که می‌تواند حکومت نماید ولی در زمان غیبت حق حکومت را بر اساس دلایلی که در مقاله قبلی بیان نمودیم به ولی‌فقیه تنفیذ شده است و بر این اساس ولی‌فقیه می‌تواند خودش حاکمان و استانداران را مشخص نماید و...

ولی بر اساس لطف حضرت امام خمینی ره اجازه دادند انتخابات برگزار گردد ولی رئیس‌جمهور نمی‌شود و شرعی و قانونی نیست مگر اینکه ولی‌فقیه اجازه حکومت خود را به او تنفیذ نمایند و بدیهی است این تا زمانی است که رئیس‌جمهور بر اساس اختیاراتی که به او تنفیذ شده در آن راستا خدمت نماید و در صورت عدم رعایت و یا فراتر و کمتر مسلماً از اعتبار خارج می‌شود و هم غیرشرعی و هم غیرقانونی است و همچنین ولی‌فقیه می‌تواند هرلحظه که صلاح بداند اختیارات را برگرداند پس رئیس‌جمهور نمی‌تواند خود حق‌وحقوقی خارج ازآنچه به او تنفیذ شده را اجرا نماید.

سید محمد شهیدی



گفتگو گفتگو